ابراهيم عاملي ( موثق )
39
تفسير عاملي ( فارسي )
گفتهاند : وجه كنايه از نفس است چون انسان رو بجانب چيزى كه كرد بتمامى خود رو به آن خواهد بود پس معنى چنين است : خود را تسليم كردم . « وَمَنِ اتَّبَعَنِ » 20 اين كلمه بايد در آخر ( يا ) داشته باشد تا بفهماند اين معنى را : ( هر كه پيروى كرد مرا ) مجمع : عاصم و حمزه و كسائى با حذف ( يا ) قرائت كردهاند چون كسره و صداى زير نون كافى است براى استفاده ى معنى بعلاوه كه در قرآنهاى اصلى نيز ، همينطور نوشته بوده است و بعضى با ( يا ) قرائت كردهاند . سخن ما : 1 - ملائكه و يا موجودات و قواى لايتناهى مرموز و مخفى كه وسيله ى پيدايش دسته هاى بيشمار موجودات هستند خود نشانه ى يك قدرت ديگرى است كه همه مسخّر و بفرمان او هستند . 2 - هركس داراى علم يعنى قوّه ى تفكّر باشد و بينديشد اين حقيقت برايش نمودار مىشود كه يك جرقّه از خورشيد جداشدن و يا قوّه ى جاذبه و يا ميل بمركز و گردش دور مركز و يا برق و يا خاصيّت پيدايش ياخته هر كدام را وارسى كنيم مىبينيم حادثه اى است و يا پديده اى است كه در دنبال يك چيز ديگر نمودار شده است و تا هر اندازه عقب برويم بينديشيم بيشتر مطمئن مىشويم كه حقيقت ديگرى است و اين پيدايشهاى پى در پى وابسته بيك اراده و قدرت ما فوق است ، بقول سنائى : بنزد عقل هر داننده اى هست كه با گردنده گرداننده اى هست از آن چرخد كه گرداند ورا پير قياس چرخ گردون را همى گير 3 - معرّفى مقام علم و عالم است كه بالاترين عالم آنكس است كه متوجّه بآغاز شناسى شود و خود را از حيرت بدرآورد كه از كجا آمدم و بكجا مىروم . 4 - آيت 19 جمله ى « وَمَا اخْتَلَفَ ) * الخ » معرّفى علماى بىعمل است كه بسا مردم با آنكه اهل كتاب و مطالعه هستند زحمات آنها در روح و روانشان اثر نگذاشته و در سركشى و فزونطلبى با جهّال تفاوت ندارند ، و در موقع عمل تمام خوانده ها و شنيده ها و يادگرفته ها را فراموش مىكنند و منكر مىشوند ، چنان كه امروز هم مىبينيم كسانى را كه در مراكز علم و بحث استفاده كرده و يا دانشگاههاى بزرگ را ديده و مقام علمى